وقتي كه قابيل هابيل به قتل رساند، او را رها ساخت و وحيران ماند و نمي دانست با آن، چه كند. خداوند دو كلاغ را چنين مأموريت داد كه يكى از آنها ديگرى را بكشد و با منقار و پاهايش چاله‏ اى براى آن بكند و سپس او را در آن چاله افكنَد. هنگامى كه قابيل ملاحظه كرد، آن كلاغ چگونه كلاغ ديگر را مدفون ساخت، دلش به رحم آمد و دوست نداشت عاطفه‏ اى كمتر از آن داشته باشد، از اين رو برادرش را در زير خاك نهان ساخت.  اين سخن را خداوند سبحان اين گونه بيان فرموده است:

سوره 5 (المائدة) آیه 31 :

*فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ*                                           

پس از آن خداوند کريم کلاغی را فرستاد( که کلاغی ديگری را کشته بود) تا زمين بکاود وبه او نشان دهد چگونه جسد برادرش را دفن کند.( هنگامی که ديد که آن زاغ چگونه زاغ  که کند پنهان کرد)قابيل گفت : وای بر من ! آيا من نميتوانم مثل اين کلاغ باشم وجسد برادرم را دفن کنم؟!  پس از زمرافراد پشيمان گرديد .

 چرا خداوند پاک کلاغ را برای آموختن خاک سپاری مرده به انسان می فرستد ؟ اکتشافات انجام شده روی پرندگان نشان می دهد که کلاغ دانا ترين پرندگان است و و يژگيهائی دارد که آنرا از ديگر پرندگان جدا می کند ،از مهمترين آنها يکی اينکه حجم مغز آن نسبت به ساير پرندگان بزرگتر است،وديگر اينکه مرده خود را در خاک دفن می کند. حتی کلاغی که مرتکب گناه می شود در داد گاه کلاغان گناهگار حساب شده وبه اعدام محکوم می شود و او را بامنقار های خود می کشند نيز توسط يکی از کلاغها برای خاکسپاری برده می شود وبه همان ترتيب به خاک سپرده می شود.